علیه سکوت

گاهی یک فیلم بیش از آن‌که تنها بازگوی یک رخداد باشد، خود به صحنه‌ای از ایستادگی و پایداری بدل می‌شود؛ جایی که فرد در برابر نابرابری‌ها می‌ایستد و صدا و زیستِ خود را ثبت می‌کند. «دفترچه‌های سیاه»  از این دست آثار است؛ مستندی که نه فقط یک اتفاق، بلکه راه دشوار و فرساینده‌ی مبارزه‌ی یک زن را در برابر سامانه‌ای مردسالار و بسته به تصویر می‌کشد. در این فیلم، دوربین ناظر بی‌طرف نیست. دوربین همراه ذهن، حافظه و تنِ راوی است؛ ابزاری که هم جهان بیرون را ثبت می‌کند و هم لایه‌های درونی رنج، هراس و ایستادگی را بازمی‌تاباند. تماشاگر از همان دقایق آغازین وارد دنیای شخصی زنی می‌شود که هم‌زمان فیلم‌ساز، روایت‌گر و سوژه‌ی داستان است. این هم‌نشینی نقش‌ها، حس بی‌واسطه بودن تجربه را پررنگ‌تر می‌کند و هر تصویر و صدا را به حامل بار احساسی و معنایی جداگانه بدل می‌سازد.

این مستند ساخته‌ی شیوری ایتو، روزنامه‌نگار ژاپنی، ساخته‌ی ۲۰۲۴، روایت تجربه‌ی آزار جنسی او و پیگیری حقوقی آن از سال ۲۰۱۵ در توکیو است. ایتو در سال ۲۰۱۷ آشکارا اعلام کرد که توسط نورییوکی یاماگوچی، روزنامه‌نگار شناخته‌شده و از نزدیکان نخست‌وزیر وقت ژاپن، مورد تجاوز قرار گرفته است. این افشاگری، او را وارد راهی حقوقی پیچیده و فرساینده کرد و هم‌زمان با ایستادگی سخت ساختارهای رسمی و فرهنگ خاموشی جامعه روبه‌رو ساخت.

فیلم از همان آغاز جایگاه خود را روشن می‌کند؛ بی‌طرف نیست و فاصله نمی‌گیرد. روایت آگاهانه جانبدارانه است و بر زیستِ یک فرد تمرکز دارد. این تمرکز، از یک‌سو نیروی احساسی بالایی می‌آفریند و بیننده را به همدلی و همراهی فرامی‌خواند، و از سوی دیگر مجال فاصله‌گذاری انتقادی و بررسی بیرونی را کمتر می‌کند. این انتخاب نشان می‌دهد فیلم بیش از آن‌که در پی پژوهش یا واکاوی سامانه‌ها باشد، قصد ثبت تجربه و شهادت دادن دارد. ساختار فیلم بر ویدیوهای شخصی، صداهای ضبط‌شده و تصویرهای پراکنده و گاه ناتمام استوار است. این زبان دیداری، حس «واقعیت بی‌واسطه» می‌آفریند و مخاطب را در دل تجربه می‌نشاند. پیوند بخش‌ها بیشتر بر پایه احساس و یادآوری شکل می‌گیرد تا منطق روایی روشن. فیلم بیش از آن‌که توضیح دهد، باززیست می‌کند و بیش از آن‌که پاسخ بدهد، ثبت می‌کند؛ در نتیجه، همراهی را بر داوری و همدلی را بر تحلیل برتری می‌دهد.

این اثر از ابزارهای شناخته‌شده‌ی مستندسازی فاصله می‌گیرد. روایت چندصدایی، گفت‌وگوی رو‌در‌رو، داده‌های سنجش‌پذیر و حضور صداهای دیگر در آن دیده نمی‌شود. این یک‌صدایی، روایت را بسته می‌کند و امکان سنجش درونی را کاهش می‌دهد. با این همه، همین ویژگی به نقطه‌ی قوت معنایی فیلم بدل می‌شود: تمرکز بی‌وقفه بر تجربه‌ی یک زن و ثبت ایستادگی او در برابر سامانه‌ای که شنیدن را پس می‌زند.

شیوه‌ی به‌دست‌آوردن بخشی از تصویرها و صداها از جمله بهره‌گیری از دوربین‌های نگهبانی و فایل‌های شخصی بدون رضایت دیگران، فیلم را وارد میدان اخلاقی پُرچالشی می‌کند. این پرسش با تکیه بر «لزوم افشا» کنار گذاشته می‌شود، اما پاسخ حرفه‌ای روشنی نمی‌یابد. همچنین، هرچند فیلم داعیه‌ی نقد نظام دادخواهی ژاپن را دارد، این نقد بیشتر در سطح تجربه‌ی زیسته باقی می‌ماند. سازوکارها گشوده نمی‌شوند و آن‌چه دیده می‌شود، نیرویی بی‌چهره است که حس بی‌عدالتی را منتقل می‌کند، نه شناخت آن را.

دفترچه‌های سیاه فیلمی است که ایستادگی یک زن را ثبت می‌کند و ارزش آن روشن است. با این حال، در سطح حرفه‌ای، اثر بیش از پژوهش، بیانیه‌ای شخصی است؛ بیش از کالبدشکافی، ثبت رنج. فاصله‌ی میان اثرگذاری احساسی و قانع‌کنندگی تحلیلی، همان نقطه‌ای است که نقد حرفه‌ای باید با دقت و احترام بر آن درنگ کند.

About محسن تیزهوش

Check Also

ما لُعْبَتِکانیم و فلک لُعبَت‌باز

مستند «لعبت‌باز» ساخته‌ی پوریا نوری، دریچه‌ای‌ست گشوده به دنیای فراموش‌شده‌ای از نمایش‌های سنتی ایران؛ دنیایی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *