کوثر بنهنیه، کارگردانی که پیشتر با آثار خود مانند «زیبایی و سگها» و «مردی که پوست خود را فروخت» توانایی خود در بازنمایی تجربههای زنانه و حافظه فردی را نشان داده، در مستند «چهار دختر» دوباره به سراغ جهان زنان میرود و داستان مادری تونسی و چهار دخترش را در دل تحولات سیاسی و اجتماعی تونس روایت میکند. دو دختر بزرگ خانواده در آشفتگیهای پس از تغییرات سیاسی ناپدید میشوند و مسیرشان به گروههای تندرو کشیده میشود، در حالی که مادر و دو دختر دیگر در خانه میمانند و مرکز عاطفی روایت را شکل میدهند. این اثر نه صرفاً روایت سرنوشت گمشدهها، بلکه داستان مبارزه و ایستادگی زنان در برابر فشارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است.
رنج این زنان نتیجه شرایط اجتماعی و تاریخی است که آنها را تحت فشار قرار داده: محدودیتهای فرهنگی، فشارهای خانوادگی، کمبود فرصتها و ترس از آینده همه دست به دست هم دادهاند تا دختران مسیر خطرناک را انتخاب کنند و مادر بار سنگین حفاظت و بازپسگیری زندگی خانواده را به دوش بکشد. در دل این فشارها، مستند نشان میدهد که زنان چگونه با ایستادگی و مقاومت در برابر شرایط نامساعد، تلاش میکنند صدا و هویت خود را بازسازی کنند و زندگی از دست رفته را دوباره به دست آورند.

بنهنیه مادر، الفه، را از جایگاه سوژه خاموش خارج میکند و او را گوینده اصلی داستان میسازد. الفه، زنی چندلایه با زخمها و سختگیریهایش، در مرکز روایت قرار دارد و با گفتوگو، یادآوری و گاه فروپاشی در برابر گذشته، داستان خانواده را بازمیسازد. دوربین، داور نیست؛ شنوندهای دقیق است که اجازه میدهد روایت مادر و دختران باقیمانده به طور طبیعی و زنده شکل بگیرد. این شیوه، فیلم را از مستند صرف فاصله میدهد و آن را به تجربهای انسانی، زنانه و مبارزانه تبدیل میکند، همان نگاه حساس به زنان که در آثار پیشین بنهنیه دیدهایم.
ویژگی فنی مهم فیلم، ترکیب بخشهای واقعی با بازسازی صحنههاست. بازیگران، نقش واسطهای میان گذشته و اکنون دارند و تعامل آنها با مادر و دختران باقیمانده فضایی ایجاد میکند تا زندگی ازدسترفته بازبینی و تجربه شود. این بازسازیها، اگرچه زنده و تأثیرگذار، گاه فاصلهای میان تجربه واقعی زنان و تجربهای نمایشی ایجاد میکند و حضور محسوس دوربین و تکرار صحنههای احساسی ریتم روایت را کند میکند. با این حال، همین شیوه، مقاومت و ایستادگی زنان را در برابر رنج و محدودیتها به تصویر میکشد و مخاطب را با بار روانی و اجتماعی زندگی آنها روبرو میکند.

با وجود این محدودیتها، «چهار دختر» فراتر از داستان یک خانواده عمل میکند. فیلم درباره زنانی است که در دل فشارهای جامعه، تاریخ و خانواده، ایستاده و مبارزهگرانه، تلاش میکنند صدای خود را بازپسگیرند . سکوتها، مقاومتها و خشمهای فروخورده آنها با ظرافت نمایش داده میشود و مخاطب را با لایههای عاطفی و روانی زنان آشنا میکند. در مرکز روایت، مادر ایستاده است؛ زنی با ضعفها و زخمها، اما با نیرویی که روایت را زنده نگه میدارد و نشان میدهد بازخوانی زندگی، بازپسگیری صدا و تجربه زنانگی واقعی، فراتر از هر گزارش یا مستند صرف است.
مستند تجربهای زنانه، انسانی و اندیشمندانه است؛ اثری که نشان میدهد حقیقت تنها در رخدادهای گذشته نیست، بلکه در مبارزه، ایستادگی و بازخوانی زندگی زنان شکل میگیرد. این مستند، هم تلنگری به ساختارهای اجتماعی و فرهنگی است و هم فرصتی برای بازپسگیری صداهای خاموش، تجربهای که سالها در حاشیه ماندهاند و تحت فشارهای اقتصادی، فرهنگی و روانی آسیب دیدهاند.
محسن تیزهوش