روزگارِ تغییر اقلیم

لرستان، سرزمین کوه و آب و بلوط، از دیرباز جایی بوده که زندگی مردم با طبیعت آن معنا پیدا می‌کند. کوه‌های زاگرس، تنوع‌زیستی و زیستگاه‌ها، تنها چشم‌انداز طبیعی استان نیستند؛ این‌ها پایه‌های معیشت، فرهنگ و بخشی از باورهای مردم را شکل داده‌اند. این پیوند دیرینه امروز تحت فشار هم‌زمان گرم شدن هوا و دخالت‌های نادرست انسانی قرار گرفته است. سال‌های دور، اقلیم لرستان کوهستانی بود؛ زمستان‌های پربارش و تابستان‌های خنک‌تر. این شرایط امکان دامداری سنتی، کشاورزی دیم و استفاده محدود از جنگل‌ها و مراتع را فراهم می‌کرد. در همان زندگی ساده، نوعی «رسم حفاظت» شکل گرفته بود؛ رعایت حد و اندازه در استفاده از زمین، آب و جنگل، و احترام به نشانه‌های طبیعت. بسیاری از آیین‌ها، الگوی کوچ و شیوه‌های زندگی محلی، بازتاب همین سازگاری با محیط بود.

اما در سال‌های اخیر، این تعادل به هم خورده است. بارش‌ها کمتر و نامنظم شده، هوا گرم‌تر شده، چشمه‌ها خشکیده و آتش‌سوزی‌های جنگلی بیشتر شده‌اند. در کنار این تغییرات طبیعی، برداشت‌های بی‌برنامه و تصمیم‌های نادرست هم فشار را بیشتر کرده‌اند؛ از چرای بیش از حد دام و قطع بی‌رویه درختان گرفته تا ساخت‌وسازهای بزرگ بدون توجه به توان زمین و دست‌کاری مسیر آب‌ها. نتیجه این روند، ضعیف شدن جنگل‌های بلوط، کم شدن خاک مرغوب و پایین آمدن توان طبیعت برای بازگشت به حالت قبلی است.

مردم لرستان، بیش از آنچه گاهی گفته می‌شود، نسبت به این تغییرات آگاه‌اند. کاهش آب، کم‌بار شدن زمین و سخت‌تر شدن زندگی، تجربه روزمره بسیاری از خانوارهاست. اما مشکل این نیست که مردم نمی‌دانند؛ مشکل این است که حفاظت را با محدودیت و ممنوعیت می‌سنجیم. در حالی که راه درست، همراه کردن مردم با کارهای واقعی و سازگار با زندگی روزانه است. اگر قرار باشد طبیعت توان خود را حفظ کند، برنامه‌ها باید بر پایه زندگی مردم و واقعیت‌های جاری باشد، نه فقط دستور و ممنوعیت.

در گذشته هم سطح همراهی مردم با کارهای حفاظتی چندان مطلوب نبود و امروز که فشار اقتصادی و خستگی اجتماعی بالا رفته، انگیزه برای کارهای داوطلبانه کمتر شده است. بنابراین باید به جای تکیه بر «حفاظت مشارکتی» به معنای رایج، به کارهای ملموس و سودمند فکر کنیم؛ اقدام‌هایی که مستقیم به زندگی مردم کمک کند، مثل سامان‌دهی درست مراتع، نگه‌داشت آب در سطح روستا و استفاده حساب‌شده از منابع جنگلی. وقتی مردم نتیجه و سود واقعی را ببینند، همراهی آن‌ها خودبه‌خود شکل می‌گیرد، نه با شعار و تکلیف.

واقعیت‌های اقتصادی استان نشان می‌دهد که معیشت، اولویت نخست بخش بزرگی از جامعه است. با این حال، تخریب طبیعت به‌طور مستقیم این معیشت را تهدید می‌کند. کم شدن جنگل‌ها و مراتع یعنی کم شدن آب، آسیب به دامداری و کشاورزی و افزایش خطر سیل و خشکی. در چنین شرایطی، حفاظت از طبیعت نه یک موضوع فرعی، بلکه بخشی از راه پایداری اقتصادی و اجتماعی استان است. راهکارها باید فنی، گام‌به‌گام و کم‌هزینه باشند؛ برداشت کنترل‌شده از محصولات جنگلی غیرچوبی، سامان‌دهی دام و مرتع بر اساس توان واقعی زمین، اجرای طرح‌های کوچک و محلی برای نگه‌داشت آب و جلوگیری از فرسایش خاک، و پرهیز از تصمیم‌های شتاب‌زده و ناهماهنگ با طبیعت. این رویکردها می‌تواند هم فشار بر طبیعت را کم کند و هم به حفظ معیشت کمک کند.

در این میان، همراه کردن نوجوانان روستایی و شهری اهمیت ویژه‌ای دارد. آموزش عملی، از کاشت و نگهداری بلوط تا شناخت گونه‌هایی مانند سنجاب ایرانی که نقش مهمی در سلامت جنگل‌ها دارد، می‌تواند نسل آینده را به سرمایه‌ای برای حفاظت تبدیل کند. آینده لرستان در گرو بازنگری آگاهانه در رابطه انسان و طبیعت است. اقلیم دچار دگرگونی شده و شرایط مطلوب گذشته تکرار نخواهد شد، اما با تصمیم‌های حساب‌شده، استفاده از دانش بومی و همراهی جامعه محلی، هنوز می‌توان از کاهش بیشتر توان طبیعت جلوگیری کرد و مسیر پایدارتری برای آینده ترسیم کرد.

این یادداشت در هفته نامه سیمره به چاپ رسیده است

About محسن تیزهوش

Check Also

پوسترهای کوتاه

پوسترهای ساده را می شود بسیار دوست داشت؛ گاه اثر آنها بیشتر از آن چیزیست …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *