
هر گوشهی این دره، روایتی از حضور انسان و تلاش او برای زیست و بالندگی در دل طبیعت را بازگو میکند. در میانه زاگرس مرکزی، لرستان پرآوازه، سرزمینی دلربا جای گرفته است. درهای که چون گوهری درخشان در آغوش کوهستانهای ستبر، با فراوانی نعمت و سرسبزی، دیدگان هر بینندهای را خیره میسازد. اینجا، جایی است که پاکی ایرانی نه تنها پاس داشته شده، بلکه چون میراثی گرانبها نسل به نسل منتقل گشته است. طبیعت دلکش این وادی، با آبشارانی که آواز پرطراوت زندگی را سر میدهند و رودهایی که چون شریانهای حیاتی، در پیکر زمین جاریاند، جهانی دیگر، آمیخته با افسون و افسانه میآفرینند.
در این خاک زرین، گنجینههای بیبدیل هنر نیاکانمان آرمیدهاند؛ مفرغهای شگرفی که نه تنها روایتگر ذوق و خلاقیت مردمان این دیارند، بلکه پنجرهای به سوی تمدنی غنی و هنری ماندگار میگشایند؛ هنری که از گذرگاه زمان، پاکی و اصالت خود را وام گرفته است. مردمان پاکنهاد این سرزمین نیز، چونان نگینی درخشان در کنار طبیعت پیرامونشان، ناب، مهربان و استوارند و با دلی به وسعت آسمان و مهماننوازی به گستردگی دشت، پذیرای رهگذرانند.
تاریخ این دره، شاهد روزهای پر تلاطم بسیاری بوده است؛ روزهایی که پایداری مردمانش، چون دژ شاپورخواست، گرچه غبار زمان بر آن نشسته و سختیها را آزموده، اما همچنان نماد بقا و تابآوری در طول زمان است. در میان این فراز و فرودها، رنجِ جوانان این دیار همواره داستانی غمگین اما پرشکوه بوده است؛ و عشق به میهن، چون چراغی فروزان در تاریکی، مرهمی همیشگی آنان بوده است. جوانان این دره، با وجود گرههای فراوان در زندگی، همچنان چشم به فردا دارند؛ همچون رودی که با وجود سنگلاخها، راه خود را به سوی دریا میگشاید. خانوادهها، در دل دشواریها، گرمی کانون خانه را حفظ کردهاند و باور دارند که آینده، گرچه شاید چشماندازی در مه به نظر آید، اما هیچگاه خاموش نخواهد شد.

این دره، با همهی رنجهایش، حقیقتی ژرف را یادآور میشود؛ هیچ نیرویی، نه روزگار و نه سختیهای زندگی، توان خشکاندن ریشههای دیرپای این خاک را ندارد. خرمآباد سبز مانده، چون مردمانش سبزند و ایمان دارند که زمینِ مادری، حتا اگر زخمی شود، دوباره خواهد رویید. ریشههای این خانه، در عمق خاکِ این سرزمین، همهی ما را پروراندهاند؛ سرزمینی که نخستین نفسِ هستیبخش را داده و چشماندازش، حقیقتِ انسانِ بیریشه را چون سایهای سرگردان آشکار میسازد. جاودانگیِ مردمان و امیدِ جوانانِ این دیار، همه از عشق به میهن است.
این یادداشت در روزهای ابتدایی فروردین ۱۴۰۵ نوشته شد و در هفته نامه سیمره به چاپ رسید.
محسن تیزهوش