Tag Archives: ادبیات نمایشی

ما همه جوان می‌میریم

در تاریخ بازیگری ایران، نام‌هایی هستند که نه از راه شهرت، بلکه از شیوه زیستن‌شان در یاد ما می‌مانند. پرویز فنی‌زاده از همان نام‌هاست؛ انسانی که میان نقش و زندگی دیواری نمی‌دید و هر جا می‌رفت، ساده‌دلی و سرراستی همراهش بود. بهمن ۱۳۱۶ آمد و اسفند ۱۳۵۸ رفت؛ زاده و …

بخوانید

بهرام بیضایی؛ روایت ایران فرهنگی

بهرام بیضایی را نمی‌توان صرفاً در جایگاه یک نمایشنامه‌نویس یا فیلم‌ساز صورت‌بندی کرد. او از تبار ادیبان بود؛ ادیب‌زاده‌ای که نسبتش با جهان، پیش و بیش از هر چیز، نسبتی فرهنگی بود. برای بیضایی، فرهنگ حوزه‌ای مستقل یا تزئینی نبود، بلکه بنیانی بود که همه‌چیز ــ تاریخ، سیاست، اسطوره، زبان …

بخوانید

میراثِ من، زاگرس

باد میان صخره‌ها می‌چرخد و صداهایی با خود می‌آورد که نه می‌توان شنید و نه نادیده گرفت. هر ترک در دیواره، هر پاره‌سنگ، حضور لحظه‌ای را بازتاب می‌دهد که هم رفته است و هم مانده؛ لحظه‌ای که نه می‌توان آن را درک کرد و نه از کنار آن گذشت. نور …

بخوانید

ما لُعْبَتِکانیم و فلک لُعبَت‌باز

مستند «لعبت‌باز» ساخته‌ی پوریا نوری، دریچه‌ای‌ست گشوده به دنیای فراموش‌شده‌ای از نمایش‌های سنتی ایران؛ دنیایی که در آن، خیمه‌شب‌بازی نه‌تنها یک سرگرمی، بلکه آیینی دیرپا و حامل بار فرهنگی یک ملت است. فیلم با نگاهی شاعرانه و انسانی، تلاش دارد پیوند میان نسل‌ها و انتقال این هنر کهن را به …

بخوانید